۱۳۸۹ شهریور ۳۱, چهارشنبه
۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سهشنبه
پروژه یک شانزدهم Un Sedicesimo
یک شانزدهم ، 16 مجله 16 صفحه ای است که در پکیج با هم و یا تک نسخه ای عر ضه و به فروش می رسد . البته در طی 32 ماه یعنی هر 2 ماه یک شمارش چاپ می شود و شماره های 13 سری دوم آن متعلق به مرتضی زاهدی میباشد . قطع این مجله 5/23 × 5/16 در شهر مانتوا ایتالیا (Mantova Italy)چاپ و منتشر می شود و از کیفیت چاپ بسیار خوبی برخوردار است .
۱۳۸۹ شهریور ۲۹, دوشنبه
آثار مرتضی زاهدی در ایتالیا
مجموعهای از آثار مرتضی زاهدی از سوی نشر کرینی ایتالیا منتشر شد.
انتشارات بینالمللی کرینی آثار مرتضی زاهدی را در مجموعه "یکشانزدهم" منتشر کرده است. "یکشانزدهم"، شانزده مجله شانزدهصفحهای است که در یک پکیج در سی و دو ماه ارائه میشود. این مجله، نشریهای است که گرافیک و نوشته ندارد و ناشر شانزده صفحه نشریه را به هنرمندان حوزههای مختلف تجسمی پیشنهاد میدهد و واکنشهای تصویری آنان را در این مجموعه به چاپ میرساند. جلد سیزدهم مجموعه "یکشانزدهم"، که به مرتضی زاهدی اختصاص دارد، آثاری است که وی در سال 2004 در ورکشاپ لیندا ولفز گروبر طراحی و اجرا کرده است.
انتشارات بینالمللی کرینی آثار مرتضی زاهدی را در مجموعه "یکشانزدهم" منتشر کرده است. "یکشانزدهم"، شانزده مجله شانزدهصفحهای است که در یک پکیج در سی و دو ماه ارائه میشود. این مجله، نشریهای است که گرافیک و نوشته ندارد و ناشر شانزده صفحه نشریه را به هنرمندان حوزههای مختلف تجسمی پیشنهاد میدهد و واکنشهای تصویری آنان را در این مجموعه به چاپ میرساند. جلد سیزدهم مجموعه "یکشانزدهم"، که به مرتضی زاهدی اختصاص دارد، آثاری است که وی در سال 2004 در ورکشاپ لیندا ولفز گروبر طراحی و اجرا کرده است.
۱۳۸۹ شهریور ۲۷, شنبه
۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سهشنبه
در نعتِ زندگی واقعی
نقدی بر نقاشی های محمد خداشناس در گالری اعتماد
نوشته : محمد طلوعی
محمد خداشناس را سالها است میشناسم، بیشتر از ده سال، وقتی دانشجوی گرافیک بود و با مرتضی زاهدی همخانه. من رشتیم او لاهیجانی. میتوانیم ساعتها هم را مسخره کنیم، میتوانیم ساعتها از کار هم ایراد بگیریم و میتوانیم ساعتها با صدای بلند بحثهای بیربطِ تاریخ هنر و نقاشی ایرانی و ادبیات و گرافیک کنیم. سالها است منتقدان کارهای همیم، مخصوصن از وقتی توی نقاشیهاش کلمه آمده یک جورهایی پا کرده توی کفشِ من، زور من بیشتر شده که فلان جمله را چرا نوشتی آنجا، فلان کلمه را سرِ چی انتخاب کردی، چرا جای این کلمه شکلش را نمیکشی، مگر تو نقاش نیستی و میتوانیم ساعتها حرف بزنیم بیخود، ساعتها، اما این چیزهایی که میخواهم بنویسم را هیچوقت به خودش نگفتهام، نمیگویم، چون میخواهم تعریف کنم از نقاشیهاش.
اشتراک در:
پستها (Atom)


